تبلیغات
وبلاگ اطلاع رسانی فعالان فرهنگی روستای حسین آباد کالپوش - دلنوشته ای در شام غریبان
 
وبلاگ اطلاع رسانی فعالان فرهنگی روستای حسین آباد کالپوش
همه با هم برای آبادانی و پیشرفت کالپوش کوشش کنیم
                                                        
درباره وبلاگ

این وبلاگ توسط تعدای از علاقمندان و فعالان فرهنگی روستای حسین آباد کالپوش با هدف ایجاد امکان ارتباط مستمر و سازنده ی علاقمندان به پیشرفت و تعالی این روستا در تمامی جنبه های فرهنگی، عمرانی، اجتماعی و ... راه اندازی گردیده است. امیدواریم از این طریق همه دوستانی که می توانند در رشد و آبادانی زادگاه خود نقش و تأثیری داشته باشند با هم اندیشی و تبادل نظرهای سازنده و پیگیرانه یاری گر ما باشند.
مدیر وبلاگ : الف. پیاده کوهسار
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


ساخت مدیا پلیر فلش
یکشنبه 3 آبان 1394 :: نویسنده : حسن شکاری

بعد از نماز مغرب و عشا همه داشتن  در دو دسته ابیاتی را  به نوبت بلند فریاد میزدند و همزمان دستها پس از آسمانی شدن بر سینه ها فرود می آمدند و  در کنار هر کلمه و مصرع و بیتی به تو فکر میکردیم. آن موقع که گفته شد ای اهل حرم میر  علمدار نیامد . سقای حسین سید و سالار نیامد بیشتر از علمدار و سقا به تو فکر میکردم حالا که او نیامده تو چه میکنی. تا او بود کسی جرات نداشت به تو چپ نگاه کند حالا در این تاریکی شب هر کس که از کنارش رد می شود زینب را کتک میزند یکی لگد یکی با اسب به رویت می تازد یکی با شلاق. و تو با این همه داغ، مثلا طفل یتیمی زحسین گم شده  چه کردی. حتما که قامتت را ز الم خم میکند. و من شنیده ام که امشب چند طفل از اهل حرم که منتظر سقا بودند در زیر هجوم اسب ها گم شدند. و تعدادی هم با دامن های آتش گرفته فرار میکردند. و در این تاریکی چطور یتیمان را پیدا خواهی کرد خدا کند کسی نوری بتاباند تا از این تاریکی کم شود و اینچنین هم شد. خیمه ها می سوزند و شمع شب تار تو شدند ولی این روشنی، تاریکی و غم تو را زیاد تر میکند. نمیدانم امشب فرصت کردی تا دوباره سمت میدان قدم بگذاری تا بار دیگر چهره امام و یارانش را ببینی امشب همه می گویند گلهای باغ مصطفی را پرپر کرده اند آنطرف علی اکبر پرپر بروی خاک افتاده آنطرفتر گلی به نام قاسم و دورتر عباس و سرت را بچرخانی گل که نه، علی اصغر برگ گلی بیشتر نبود که تاب تیر سه شعبه را داشته باشد و همه در کربلا پرپر شدند و بعد از این مصرع ها باید واویلا گفت نه یک بار که الی یوم القیامه.





نوع مطلب : انجمن ادبی، 
برچسب ها : شام غریبان، حسین اباد،
لینک های مرتبط :




شنبه 1 مهر 1396 09:01
Wow, this piece of writing is good, my sister is analyzing these things, therefore I am going to tell her.
دوشنبه 27 شهریور 1396 22:17
Thanks a bunch for sharing this with all people you actually know what you are talking
approximately! Bookmarked. Please also talk over with
my site =). We could have a hyperlink alternate agreement
between us
شنبه 7 مرداد 1396 21:48
Hello very nice website!! Man .. Beautiful ..
Amazing .. I will bookmark your web site and take the feeds also?
I am glad to seek out numerous helpful info right here within the publish, we need develop extra
techniques in this regard, thank you for
sharing. . . . . .
دوشنبه 28 فروردین 1396 10:30
Right now it appears like BlogEngine is the best blogging platform
out there right now. (from what I've read) Is that what you are using
on your blog?
یکشنبه 20 فروردین 1396 20:57
I couldn't refrain from commenting. Well written!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر